خواب دیدم یک غریبه کودکی رازیرکرد..رفتنت خواب پریشان مراتعبیرکرد
چگونه باتوبگویم که دل تراتنگ است بدون معنی عشق توروح بی رنگ است تمام آینه هابی وجودتوتاریک وروح حادثه هابی حضورتومنگ است دلم که بی تودراین روزگارتنهاماند عجب مدار٬نه دل٬بلکه تکّه ای سنگ است همیشه چشم به راهم مگرکه برگردی درون خانه ی قلبم همیشه غمرنگ است به نام عشق٬تورامی سرایم ودانم میان ماورسیدن هزارفرسنگ است شعاع نورتجلّی به سوی من روکن که روح زخمی من باغروب همرنگ است وبازبی تودراین تیه حادثه هرروز تمام ثانیه هاباوجود٬درجنگ است اگرنیایی وازکوی دل گذرنکنی دلم برای همیشه اسیرنیرنگ است
فرزانه ملکی![]()
| Design By : Night Skin |


