خواب دیدم یک غریبه کودکی رازیرکرد..رفتنت خواب پریشان مراتعبیرکرد
هراس تمنا تپيدن پرنده ي دل دررقص نگاهي مضطرب ازچارچوب پنجره آرزوي عظيم تنهايي تمناي كوري كوچه ودرك آب....
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت
12:54 توسط پروشات| |
| Design By : Night Skin |


