خواب دیدم یک غریبه کودکی رازیرکرد..رفتنت خواب پریشان مراتعبیرکرد
بیا که بنشینیم وازدریچه ببینیم باغ راباهم که خسته ازتنگنای کوچه باغ می گذرد وآهوی غم را چگونه درمسیربادبه حرکت در می آورد ببین چه باحسرت به تنهایی دلم نگاه می کند کوله بارش سنگین است راه تاخانه اش دور چشم های اورا می نگرم از شکاف آسمان نیلگون باید تماشاکرد باغ را باید تماشا کرد راه را... (سمانه بهاری)![]()
| Design By : Night Skin |


